الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
547
الغدير ( فارسى )
بدين عمل بر همهء مسلمانان واجب بود ، منتها امام وقت ، حضرت مجتبى به احراز اين فضيلت مانند ساير فضايل بر ديگران پيشى گرفت . اين از آن موضوعاتى نيست كه ابن حزم به رشته تحرير درآورده و خودخواهانه بر شافعى و حنفى و مالكى حكم كرده و آنها را به باد مسخره و استهزاء گرفته است . اين امر در مورد كشندهء هرامام و پيشواى بر حقى از ضروريات اسلام است و به همين جهت ، مىبينيد آنان كه به امامت عمر بن خطاب معتقدند ، در وجوب كشتن قاتل او شك و ترديدى ندارند و هيچيك از آنها در چنين موردى مجال و محلى براى اجتهاد نمىبيند ، چنان كه به زودى در سخنان خود ابن حزم نيز خواهد آمد كه نامبرده در مورد كشندگان عثمان براى اجتهاد محل و مجالى نيافت . پس چقدر فرق است بين ابن حزم و ابن حجر ! آن يك عمل عبد الرحمن بن ملجم را پسنديده مىشمارد و اين يك از ذكر نام او در كتاب لسان الميزان خود معذرت مىخواهد . آرى ، ابن حجر او را از بقاياى خوارج و يك مرد آدمكش حيلهگر مىشمارد . « 1 » ابن حجر در اين نظر و گفتار خود از حافظ ابو زرعهء عراقى پيروى كرده آنجا كه گويد : گروهى از خوارج بر على هجوم بردند و او با آنها جنگ كرد و بر آنان پيروز گشت ، سپس از بقاياى آنها شقىترين پسينيان ، عبد الرحمن بن ملجم مرادى كه مردى گستاخ و گجسته بود ، بر آن حضرت حملهور شد و او را از پاى درآورد . « 2 » نمونههايى از آراء ابن حزم از نمونههاى آراء ابن حزم سخن او دربارهء مجتهدى است كه به خطا رفته باشد . وى گويد : عمّار ، رضى اللّه عنه ، را ابو الغاديه ، يسار بن سبع سلمى كشت . عمّار در بيعت رضوان حضور داشته و بدين جهت ، او از كسانى است كه خداوند گواهى داده كه از آنچه در قلبش مىگذشته ، آگاه بوده و آرامش و اطمينان را بر او فرو فرستاده و از او خشنود گرديده است . پس ابو الغاديه ، رضى اللّه عنه ، تأويلكننده و مجتهدى است كه هرچند
--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب : 7 / 338 . ( 2 ) . طرح التثريب : 1 / 86 .